خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همین نه چشم مرا روشن آن دلارا کردکه ذره ذره خاک مرا سویدا کرد
۲
امید هست کند رحم بر غریبی ماهمان که قطره ما را جدا ز دریا کرد
۳
ز ذره ذره کشد ناز مهر عالمتابنظر کسی که به آن حسن عالم آرا کرد
۴
چو نقش پای، زمین گیر بود دیده منمرا بلند نظر آن بلند بالا کرد
صفحهٔ ۱ از ۳