خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بس که سنگ ملامت فلک به کارم کردنهفته در جگر سنگ چون شرارم کرد
۲
برس به داد من ای ساقی گران تمکینکه توبه منفعل از روی نوبهارم کرد
۳
ز آب من جگر تشنه ای نشد سیرابچه سود ازین که فلک لعل آبدارم کرد؟
۴
ز برگریز مرا چون شکوفه باکی نیستکه پیشتر ز خزان خرج نوبهارم کرد
صفحهٔ ۱ از ۳