خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز عشق رشته جانی که پیچ و تاب نخوردز چشمه گهر شاهوار آب نخورد
۲
منم که رنگ ندارم ز روی گلرنگشوگرنه لعل چه خونها ز آفتاب نخورد
۳
کجا به شبنم و گل التفات خواهد کرد؟ز چهره عرق افشان، دلی که آب نخورد
۴
به خاک پای تو خون می خورد به رغبت میهمان حریف که در پای گل شراب نخورد
صفحهٔ ۱ از ۳