خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دم مسیح دل دردمند ما نخورداگر هلاک شود بازی دوا نخورد
۲
تو ای که از دم عیسی فسانه پردازیبهوش باش که بیمار ما هوا نخورد
۳
بهشت در قدم مرد عاقبت بین استکسی که رو به قفا می رود قفا نخورد
۴
به لاله طعنه مستی چه می زنی صائب؟میسرست قدح خوردنش، چرا نخورد؟
صفحهٔ ۱ از ۱