خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۸۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز جلوه تو چو سیلاب الامان خیزدز پیش راه تو چون گرد آسمان خیزد
۲
ز فکر روی تو روشن شد آنچنان دل منکه همچو صبح مرا نور از دهان خیزد
۳
به کام دل نفس آتشین چگونه کشم؟مرا کز آتش گل دود از آشیان خیزد
۴
مشو ز پاس دل رام گشته ام غافلکه از رمیدن من گرد از جهان خیزد
صفحهٔ ۱ از ۲