خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۸۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشم که خرده جان صرف یار جانی شددو روزه هستی من عمر جاودانی شد
۲
به عمر خویش تلافی نمی توان کردنزفرصت آنچه مرا فوت در جوانی شد
۳
فغان که لعل لب آبدار او از خطسیاه کاسه تر از آب زندگانی شد
۴
به خنده باز مکن لب که عمر گل کوتاهدرین ریاض ز تأثیر شادمانی شد
صفحهٔ ۱ از ۲