شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۹۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سیرگشته از ما ما سخت مشتهیوی پاکشیده از ره کو شرط همرهی
۲
مغز جهان توی تو و باقی همه حشیشکی یابد آدمی ز حشیشات فربهی
۳
هر شهر کو خراب شد و زیر او زبرزان شد که دور ماند ز سایه شهنشهی
۴
چون رفت آفتاب چه ماند شب سیاهاز سر چو رفت عقل چه ماند جز ابلهی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth