خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۸۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که سایه خم سایه کمر باشدچه احتیاج به سرسایه دگر باشد
۲
عطای دوست بود بی دریغ بخش ارنهسری کجاست که لایق به دردسرباشد
۳
زسیل حادثه از جا روند بیجگرانکمند وحدت ما موجه خطر باشد
۴
همیشه عشق زتردامنان در آزارستبلای چشم بود هیزمی که تر باشد
صفحهٔ ۱ از ۲