خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۹۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه دیده است در آن آتشین عذار سپندکه بی ملاحظه جان را کند نثار سپند
۲
ستاره سوختگان ایمنند از دوزخنسوخته است به هیچ آتشی دوبار سپند
۳
ز حیرت تو شرر پای در حنا داردبه مجلس تو چه شوخی برد به کار سپند
۴
ز بیم دیده بد تا به حشر می رویدشهید عشق ترا از سر مزار سپند
صفحهٔ ۱ از ۴