خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۹۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن کسان که دردل برآرزو بستندبه اشک تلخ ره لقمه بر گلو بستند
۲
به نقد جنت در بسته یافتند اینجابه روی خلق گروهی که در فروبستند
۳
به چاره دردسر خود مبر که از صندلبه چوب، دست طبیبان چاره جو بستند
۴
کجا به صبح امید نمک شود بیداربه زخم هرکه در فیض از رفوبستند
صفحهٔ ۱ از ۴