خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۹۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو حلقه بر در دل شوق اصفهان بزندسرشک بر صف مژگان خونچکان بزند
۲
فغان که بلبل مست مرا کشاکش دامنهشت یک نفس خوش به گلستان بزند
۳
حرام باد برآن سنگدل سراسرباغکه زخم خار خورد گل به باغبان بزند
۴
چمن طرازی باد صبا شود معلومدوروز خار خورد گل به باغبان بزند
صفحهٔ ۱ از ۴