خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۹۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اجل چه کار به جانهای با کمال کندچرا ملاحظه خورشید از زوال کند
۲
ز گل برید چو شبنم به آفتاب رسیددگر چرا کسی اندیشه مآل کند
۳
جز این که رخنه آزادیش فروبنددقفس چه رحم به مرغ شکسته بال کند
۴
شده است عام چنان حرص در غنی وفقیرکه بحر با همه گوهر به کف سؤال کند
صفحهٔ ۱ از ۴