شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۹۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خطی که گرد رخ او ز مشک ناب بودیکی ز حلقه بگوشانش آفتاب بود
۲
به خواب نازندیده است دولت بیدارگشایشی که در آن چشم نیمخواب بود
۳
چنین که سنگدل افتاده کوه تمکینتعجب که ناله عشاق را جواب بود
۴
شراب تلخ ز شیرین بود گواراترز لطف بیش مرا چشم برعتاب بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth