شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۹۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز خانه مست برون آن نگار آمده بودبه اختیار نه بی اختیارآمده بود
۲
شکفته روی وشلایین ومست وخواب آلودبه مدعای من دل فگار آمده بود
۳
چو شاخ گل ز سراپاش خنده می باریدگشاده روی تر از نوبهار آمده بود
۴
خطر ز سایه خود داشت نخل نوخیزشزبس که درخور بوس وکنار آمده بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth