شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۹۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عرق به پاکی گوهر کجا چو باده بودحرامزاده کجا چون حلالزاده بود
۲
حضور دل نشود با گشاده رویی جمعکه شاهراه حوادث در گشاده بود
۳
شود به عالم صورت روان هر که اسیرچو آب آینه پیوسته ایستاده بود
۴
کف گشاده محال است زیر دست شودکه گل به شاخ سوارست اگر پیاده بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth