خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۹۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به چشم شوخ رگ خواب تازیانه شودکه خاروخس چوبه آتش رسد زبانه شود
۲
بهار رنگ خزان برکند در آخر حسنبه تیغ غمزه خط سبز موریانه شود
۳
به نیکوان سر طومار شکوه باز مکنکه خواب حسن گرانسنگ ازین فسانه شود
۴
به بلبلی که حیاتش ز بوی گل باشدقفس چگونه گوارا ز آب ودانه شود
صفحهٔ ۱ از ۴