خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۹۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل رمیده ما بال وپرنمی خواهدز خود برون شده برگ سفر نمی خواهد
۲
دل از ضعیف نوازی نمی توان برگشتو گرنه سوخته ما شرر نمی خواهد
۳
چه حاجت است به مشاطه زلف مشکین راشب وصال نسیم سحر نمی خواهد
۴
به نامرادی خود واگذار عاشق راکه تلخکامی دریا شکر نمی خواهد
صفحهٔ ۱ از ۴