شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۹۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان که گل به سر شاخسار می‌آیدبه پای خود سر عاشق به دار می‌آید
۲
مرا توقع احسان ز کارفرما نیستکه مزد کار من از ذوق کار می‌آید
۳
غرض تهیه آغوش خاکساری‌هاستز بحر موجه اگر بر کنار می‌آید
۴
به کار هرکه درین نشئه سایه اندازیدر آفتاب قیامت به کار می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth