خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز ماه نو سفرم تا خبر نمی آیدحضور خاطر من از سفر نمی آید
۲
غم زمانه چنان تنگ کرده دایره راکه صبح را نفس از سینه نمی آید
۳
فشرد پنجه عقل بلند بازو راکسی به تاک زبردست برنمی آید
۴
چگونه بی سبب آید ز دل سخن به زبانگهر به پای خود از بحر برنمی آید
صفحهٔ ۱ از ۲