خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خرد به زور می ناب برنمی آیدکتان ز عهده مهتاب برنمی آید
۲
درازدستی سنگ خطر اگر این استسبوی هیچ کس از آب برنمی آید
۳
دل غیور مرا شکوه اختیاری نیستدهان زخم به خوناب بر نمی آید
۴
در آن زمین که شهیدی به خون نغلطیده استبهار لاله سیراب برنمی آید
صفحهٔ ۱ از ۲