خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیال روی تو از دل به در نمیآیدکه خودپرست ز آیینه بر نمیآید
۲
نمیکند دل بیتاب من نفس را راستنهال قامت او تا به بر نمیآید
۳
لب شکایت من از وصال بسته نشدرفوی زخم ز موی کمر نمیآید
۴
چنان ز حسن گلوسوز شد جهان خالیکه بوی سوختگی از جگر نمیآید
صفحهٔ ۱ از ۳