خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل از عذار تو چیدن ز من نمی آیدچه جای چیدن دیدن ز من نمی آید
۲
چو سطحیان به کف از بحر گوهر قانعبه غور حسن رسیدن ز من نمی آید
۳
اگر ز بی پروبالی به خاک بندم نقشبه بال غیر پریدن ز من نمی آید
۴
دلم سیه چو دل شب ازان بود که چو صبحنفس شمرده کشیدن ز من نمی آید
صفحهٔ ۱ از ۵