شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۰۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز سینه ام نفس خوش برون نمی آیدنسیم خلد ز آتش برون نمی آید
۲
چه دیده است خدنگت ز سینه گرممکه از قلمرو ترکش برون نمی آید
۳
ز خوی سرکش خوبان ملایمت مطلبکه نخل موم ز آتش برون نمی آید
۴
در انتهای محبت خموش شد صائبهمیشه دود ز آتش برون نمی آید
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth