شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۰۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تردد از دل بی‌آرزو نمی‌آیدچو پای خفته ز من جستجو نمی‌آید
۲
اگر رسد به لبم جان ز تنگدستی‌هاز من فروختن آبرو نمی‌آید
۳
نهفته گنجی اگر نیست در خرابه منچرا سرم به عمارت فرونمی‌آید
۴
چو تنگ‌حوصلگان دور مگذران از خودکه آب رفته در اینجا به جو نمی‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth