خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اسیر بند قضا رو گشاده می بایدبه تیغ گردن تسلیم داده می باید
۲
ز پاس عزت روشندلان مشو غافلکه سرو بر لب آب ایستاده می باید
۳
مگیر تنگ به مردم که اهل دولت رادل گشاده ودست گشاده می باید
۴
عنان نفس ز کف دادن از بصیرت نیستسگ درنده اسیر قلاده می باید
صفحهٔ ۱ از ۳