خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل گرفته کی از لاله زار بگشایدز دستهای نگارین چه کار بگشاید
۲
فغان که شاهد گل را بهار کم فرصتامان نداد که از پانگار بگشاید
۳
دل پر آبله من به خاک وخون غلطدگره ز آبله هر که خار بگشاید
۴
جهان فروزی ماه وستاره چندان استکه مهر پرده صبح از عذار بگشاید
صفحهٔ ۱ از ۲