خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۹۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوگند خوردهای که از این پس جفا کنیسوگند بشکنی و جفا را رها کنی
۲
امروز دامن تو گرفتیم و میکشیمتا کی بهانه گیری و تا کی دغا کنی
۳
میخندد آن لبت صنما مژده میدهدکاندیشه کردهای که از این پس وفا کنی
۴
بی تو نماز ما چو روا نیست سود چیستآنگه روا شود که تو حاجت روا کنی
صفحهٔ ۱ از ۲