شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۰۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عرق ز شرم تو بر روی آفتاب دویدز شوق لعل تو خون در رگ شراب دوید
۲
دهان تنگ تو بر ذره کار تنگ گرفتغبار خط تو بر روی آفتاب دوید
۳
نقاب شرم چو از روی آتشین برداشتعرق به چهره آتش به اضطراب دوید
۴
پی شکستن دل قطره ای بزن چو حبابکه همچو موج توانی به روی آب دوید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth