شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۰۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سودا کدورت از دیوانه می برداز تیغ برق زنگ سیه خانه می بردا
۲
در هیچ جا غریب نباشد خداشناسعارف حضور کعبه ز بتخانه می برد
۳
مرغی که شد ز دام تو آزاد در بهشتسر زیر بال خویش غریبانه می برد
۴
در حشر از صراط سبکبار بگذردهر کس مرا به دوش به میخانه می برد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth