شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۰۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حرف درشت بردل بی کینه می خوردگر سنگ گوهرست به آیینه می خورد
۲
از من علاج خصمی ایام یادگیریک شیشه می سر شب آدینه می خورد
۳
خاری اگر شکسته شود زیر پای منصد ناخن پلنگم برسینه می خورد
۴
محروم شد سکندر اگر ز آب زندگینام سکندر آب ز آیینه می خورد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth