شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش همه شب دوش همه شب گشتم من بر بام حبیبیاختر و گردون اختر و گردون برده ز زهره جام حبیبی
۲
جمله جان‌ها جمله جان‌ها بسته پر و پا بسته پر و پاهمچو دل من همچو دل من دلخوش اندر دام حبیبی
۳
دام تو خوشتر دام تو خوشتر از می احمر وز زر اخضراز زر پخته از زر پخته نادره‌تر بد خام حبیبی
۴
نور رخ شه نور رخ شه حسرت صد مه رهزن صد رهصبح سعادت صبح سعادت درج شده در شام حبیبی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فع مفتعلن مفتعلن فع مفتعلن فع
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth