خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طی شد زمان پیری ودل داغدار ماندصیقل شکست وآینه ام در غبار ماند
۲
چون ریشه درخت که ماند به جای خویششد زندگی وطول امل برقرار ماند
۳
ناخن نزد کسی به دل سر به مهر مااین غنچه ناشکفته بر این شاخسار ماند
۴
زین پنج روزه عمر که چون برق وباد رفتغمهای بی شمار به این دلفگار ماند
صفحهٔ ۱ از ۳