خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جمعی که جان به لب گویا سپرده اندسر رشته نفس به مسیحا سپرده اند
۲
هر تنگ ظرف قابل اسرار عشق نیستراز گهر به سینه دریا سپرده اند
۳
این لقمه بزرگ نگنجد به هر دهاناسرار کوه قاف به عنقا سپرده اند
۴
جام دهن دریده ندارد نگاه حرفاین راز سر به مهر به مینا سپرده اند
صفحهٔ ۱ از ۳