خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابر بهار سینه به گلزار می زندخون شفق علم ز سر خار می زند
۲
زودا که خونچکان شود از خار انتقامدستی که گل به مرغ گرفتارمی زند
۳
در فصل برگریز کند سیر نوبهارآیینه ای که غوطه به زنگار می زند
۴
هر کس صلای باده به زهاد می دهدآبی به روی صورت دیوار می زند
صفحهٔ ۱ از ۳