شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاقوت با لب تودم از رنگ می زنداین خون گرفته بین که چه بر سنگ می زند
۲
مرغی که آگه است زتعجیل نو بهاردر تنگنای بیضه بر آهنگ می زند
۳
هر چند مازعجز درصلح می زنیمآن از خدا نترس درجنگ می زند
۴
از روی تازه اش گل بی خار می کنمخاری اگر به دامن من چنگ می زند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth