خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محبوس آسمان چه پروبال واکنددر زیر سنگ سبزه چه نشو ونما کند
۲
از بس درشت می رود این توسن فلکوقت است بند بند من از هم جدا کند
۳
انجام کار ما و غم یار روشن استیک شمع بی زبان چه به چندین صبا کند
۴
سر رشته حیات چو از دست رفت رفتزلف ترا ز دست کسی چون رها کند
صفحهٔ ۱ از ۲