خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت است نوبهار در عیش وا کندباغ از شکوفه خنده دندان نما کند
۲
جامی به گردش آر که این کهنه آسیاوقت است استخوان مرا توتیا کنند
۳
امروز چون حباب درین بحر آبگوندولت در آن سرست که کسب هوا کند
۴
گر بگذرد به غنچه پیکان نسیم صبحبی اختیار لب به شکر خنده وا کند
صفحهٔ ۱ از ۲