شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۱۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از نسبت عذار تو گل ناز می‌کندسنبل به بال زلف تو پرواز می‌کند
۲
از بس که مرغ من ز قضا طبل خورده استگل را خیال چنگل شهباز می‌کند
۳
در بوستان چو برگ خزان دیده بی‌رخترنگ شکسته است که پرواز می‌کند
۴
حسن تو بی‌نیاز بود از نیازمندهر عضوی از تو بر دگری ناز می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth