خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر غافلی که خنده به آواز میکندچون کبک رهنمایی شهباز میکند
۲
از حسن بیمثال تو غافل فتاده استآن سادهدل که آینهپرداز میکند
۳
باطل شود اگرچه به اعجاز سحرهادر سحر چشم شوخ تو اعجاز میکند
۴
افسانه گرانی خواب تو میشودپیش تو هرکه درددل آغاز میکند
صفحهٔ ۱ از ۳