شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۲۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزی که زخم کاهکشان را رفوکنندبر روی چاک سینه ما در فروکنند
۲
آنان که آستین به دو عالم فشانده اندبالین ز دست کوته خود چون سبو کنند
۳
دردی کشان ز آینه خشت دیده اندرازی که در حقیقت آن گفتگو کنند
۴
از دل غبار غم به گریستن نمی روداین خانه را به سیل مگر رفت ورو کنند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth