شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۲۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشکی که گوهرش ز نژاد جگر بودهرقطره اش ستاره صبح اثر بود
۲
در حسرت قلمرو آرام سوختیمچون آفتاب چند کسی دربدر بود
۳
گوهرنمای جوهر ذاتی خویش باشخاکش به سر که زنده به نام پدر بود
۴
عمر دراز سرو به اقبال سر کشی استخون گل پیاده به طفلان هدر بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth