شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دل هرآنچه خاست دل آن را مکان بوداز گوش نگذرد سخنی کز زبان بود
۲
بی برگی آرمیدگی دل دهد ثمرخواب بهار باغ به فصل خزان بود
۳
از دور باش عقل چه پرواست عشق راسیل بهار را چه غم دیده بان بود
۴
معشوق بی حجاب مهیای آفت استگل چون شکفت بار دل باغبان بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth