شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفت مرا آن طبیب: «رَو، تُرُشی خورده‌ای»گفتم: «نی» گفت: «نک، رنگ تُرُش کرده‌ای
۲
دل چو سیاهی دهد، رنگْ گواهی دهدعکس برون می‌زند، گرچه تو در پرده‌ای
۳
خاک تو گر آب خوش یابد چون روضه‌ایستور خورد او آب شور شوره برآورده‌ای
۴
سبز شوند از بهار زرد شوند از خزانگر نه خزان دیده‌ای پس ز چه رو زرده‌ای»
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth