خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۲۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روشن دلم ز باده گلفام می شودظلمت برون ز خانه به گلجام می شود
۲
هر گلشنی که هست در او دور باش منعبر بلبل آشیان قفس ودام می شود
۳
از همدمان شود دل پر خون سبک ز غمدل شیشه را تهی ز لب جام می شود
۴
لبهای خامش است در رزق را کلیدمحروم بیش سایل از ابرام می شود
صفحهٔ ۱ از ۴