خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۲۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل کی تهی ز خنده طفلانه می شودباز این گره ز گریه مستانه می شود
۲
دل را بهم شکن که ز عکس جمال یارآیینه شکسته پریخانه می شود
۳
صد پرده دل سیاهتر از خواب غفلت استبیداریی که خرج به افسانه می شود
۴
ایمن ز تیغ بازی برق حوادث استقانع ز خرمن آن که به یک دانه می شود
صفحهٔ ۱ از ۳