خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیصحبت تو عیش میسر نمیشودرغبت به بوسه لب ساغر نمیشود
۲
یارب چه خاک بر سر بیطاقتی کنمدستم دچار دامن محشر نمیشود
۳
هر سطر کار شهپر جبریل میکندمکتوب ما وبال کبوتر نمیشود
۴
بال شکسته است کلید در قفساین فتح بیشکستگی پر نمیشود
صفحهٔ ۱ از ۲