خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهرازقدح صافدلان رنگ نداردآیینه گوهر خطر از زنگ ندارد
۲
دل در خم آن زلف ندانم به چه روزستدر خانه تاریک گهر رنگ ندارد
۳
قد تو نهالی است که همدوش ندیده استتمکین تو کوهی است که همسنگ ندارد
۴
نخلی که ندارد ثمری دوری ازو بهبگریز ز طفلی که به کف سنگ ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲