خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بس عرق از چهره گلفام تو گل کردچون پشت لب سبزخطان بام تو گل کرد
۲
خونم چو می از لعل می آشام تو گل کرددر شیشه من جوش زد از جام تو گل کرد
۳
در پرده پیغام کسی بوسه نداده استاین معنی پوشیده ز پیغام تو گل کرد
۴
در لعل بتان آب شد از شرم شکر خندزین نوش که از تلخی دشنام تو گل کرد
صفحهٔ ۱ از ۴