خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط از لب لعل گهرافشان تو گل کردیا خضر ز سرچشمه حیوان تو گل کرد
۲
چشم تو شد از گریه مستانه گهرریزیا خون من از نشتر مژگان تو گل کرد
۳
پردر پر هم بافت چو خط گرد دهانتحرفی که ز لعل گهرافشان تو گل کرد
۴
در شوره زمین تخم فشاند چمن آراتا آن خط ریحان ز نمکدان تو گل کرد
صفحهٔ ۱ از ۵