خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل چون تهی از دردوغم یار توان کرداین ظلم چسان بر دل افگار توان کرد
۲
هر دل که پرازخون شود از داغ عزیزاناز گریه محال است سبکبار توان کرد
۳
این درد نه دردی است که بیرون رود از دلاین داغ نه داغی است که هموار توان کرد
۴
آن صبر نداریم که خاموش نشینیمآن زهره نداریم که اظهار توان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳